|
چه آسان گسستي از از آن همه پيوند
شعر رفتن از لبان تو جاري شد و چه آسان فراموش كردي خاطرات با هم بودن ما را و عشق از براي قلب سنگي تو همچون رودي بود گذرا و تمامي هوسهايت را در وجود من خالي كردي ..... و مرا تنها گذاشتي ![]() و مرا فراموش كردي و چه ساده بودم من كه هويت خود را در تو جستجو كردم و چه ساده بودم كه خود را از براي عشقت ارزان فروختم و پاكدامني خود و عشقم را با تمامي وجود در كف دستانت نهادم و تو رفتي و چه آسان رفتي همچو نسيم سحر گاهان آمدي و چون باد غروب پاييزي رفتي و بر همه خاطرات پشت پا زدي ولي ميدانم كه روزي باز خواهي گشت روزي كه نادم و پشيمان و به ياد خاطرات گذشته ياد من و عشق بي سرنجام من خواهي كرد و به ياد آن شيريني هاي با هم بودن باز خواهي گشت غافل از آن كه دير آمدي و ليلي تو در غم عشق تو جان داد ....... چه آسان رفتي
|
|


