تبليغاتX
اکسیر عشق

اکسیر عشق

Emaile=kinglove_kinglove21@yahoo.com

تو رازی و ما راز زندگی ...


پرده اندکی کنار رفت و هزار راز روی زمین ریخت.

رازی به اسم درخت ، رازی به اسم پرنده ، رازی به اسم انسان.

رازی به اسم هر چه که می دانی.

و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد.

و آدمی این سوی پرده ماند با بهتی عظیم به نام زندگی ، که هر

سنگ ریزه اش به رازی آغشته بود و از هر لحظه ای رازی می چکید .

در این سوی رازناک پرده ، آدمیان سه دسته شدند.

گروهی گفتند : هرگز رازی نبوده ، هرگز رازی نیست و رازها را

نادیده انگاشتند و پشت به راز و زندگی زیستند.

خدا نام آنها را گمشدگان گذاشت.

و گروهی دیگر گفتند : رازی هست ، اما عقل و توان نیز هست .

ما رازها را می گشاییم ، و مغرورانه رفتند تا گره راز و زندگی را بگشایند.

خدا گفت : توفیق باشما باد ، به پاس تلاشتان پاداش خواهید گرفت . اما بترسید

که در گشودن همان راز نخستین وا بمانید.

و گروه سوم اما ، سرمایه ای جز حیرت نداشتند و گفتند : در پس هر راز ،

رازی است و در دل هر راز ، رازی. جهان راز است و تو رازی و ما راز.

تو بگو که چه باید کرد و چگونه باید رفت .

خدا گفت : نام شما را مومن می گذارم ، خود ، شما را راه خواهم برد .

دستتان را به من بدهید. آنها دستشان را به خدا دادند و خدا آنان را از لابه لای

راز ها عبور داد و در هر عبور رازی گشوده شد.

و روزی فرشته ای در دفتر خود نوشت :

زندگی به پایان رسید.

و نام گروه نخست از دفتر آدمیان خط خورد ،گروه دوم در گشودن راز اولین

واماند ، وتنها آنان که دست دردست خدادادند ازهستی رازناک به سلامت گذشتند.

 

   

ولایت   حق

تمام آیه قرآن همین است             به قرآن حرف یزدان این چنین است

به کوریه دو چشم اهل سنت         فقط حیدر امیر المو منین است 

ولایت بی عبادت حقه بازیست     اساسه مسجداش بتخانه سازیست

چرا سنی نمی خواهد بداند          وضویه بی ولایت آب بازیست

   

مهمترین وظایف هر شیعه در زمان غیبت امام عصر (عج)


 مرحوم سيدمحمدتقي موسوي اصفهانی متوفي 1348 هـ . ق در كتاب شريف "مكيال المكارم" به هشتاد مورد از وظايف منتظران اشاره فرموده اند؛ که بطور اختصار به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
1 ـ دعا براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و خود تا به معرفت حضرتش نائل شويم. ائمه هدي عليهم السلام نيز همواره بر اين مهم تكيه داشته اند.
امام صادق(عليه السلام) دعايي به "زراره" تعليم كرده و مي فرمايند : «... اگر زمان غيبت را درك كردي چنين دعا كن: اللهم عرفني نفسك فإنك إن لم تعرفني نفسك لم أعرف نبيك. اللهم عرفني رسولك فإنك إن لم تعرفني رسولك لم أعرف حجتك. اللهم عرفني حجتك فإنك إن لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني»(منتخب الاثر ـ آيت الله صافي گلپايگاني حديث 1 ص 501 ـ به نقل از غيبت نعماني، كافي، كمال الدين)
همچنين دعاهاي ديگري كه در كتب ادعيه و زيارات بدان اشاره شده، خصوصا دعاي معروف «اللهم كن لوليك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بين جامعه شيعه بسيار معروف و مشهور است.
2 ـ شناخت صفات و سيره امام عليه السلام: بديهي است كه يك عاشق دلباخته امام و يك منتظر حقيقي بايد بداند كه محبوبش از چه صفاتي برخوردار بوده، و چه سيره و روشي را در زندگي و ساير شئونات آن دارد.
در اين راستا، مطالعه آيات و روايات فراواني كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقيه الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف بيان شده، بسيار سودمند است.
3 ـ رعايت ادب در همه موارد: امامي كه واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامي اهل زمين است، نامش محترم و يادش بسيار گرامي است. او پيشواي همه و چشم بيناي خدا در بين مخلوقات اوست. روزي اهل زمين به يمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه اي از مراتب كمال مي رسد از پرتو عنايات حضرت حق است كه از مسير امامت به ما رسيده است.
4 ـ عشق و علاقه نسبت به حضرت: مرحوم سيدعبدالكريم كفاش، هفته اي يك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف مي شد. او در ري در جوار حضرت عبدالعظيم حسني مي زيست. در يكي از تشرفاتش، حضرت از او مي پرسند: سيدعبدالكريم! اگر ما را نبيني چه خواهد شد؟ پاسخ مي دهد: آقا حتما مي ميرم. حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر چنين نبودي ما را نمي ديدي» (مشعل هدايت ج 2 ص 129 ـ مبحث امكان تشرف ـ از استاد حاج شيخ حسين گنجي)
5 ـ علاقه مند كردن ديگران به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف: طبيعي است كه هر كس به چيزي علاقمند باشد درصدد تبليغ و ترويج آن برآمده و آنرا به ديگران معرفي خواهد كرد، چه رسد به اينكه وجود مقدس خاتم الاوصيا عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.
6 ـ انتظار فرج: امام صادق عليه السلام فرمودند: «بخشي از ويژگيهاي ائمه عليهم السلام عبارت از تقوي، پاكدامني و خيرخواهي ... و صبر در انتظار فرج است.» (منتخب الاثر، آيت الله صافي، ص 498، به نقل از بحارالانوار)
در بسياري از روايات، پرفضيلت ترين اعمال، انتظار فرج دانسته شده است. (منتخب الاثر، آيت الله صافي، ص 493 ـ 500)
در بسياري از احاديث در باب انتظار فرج بيان شده كه هر گاه يكي از منتظران حضرت به رحمت الهي رفت، چنانست كه در ميان سپاه امام و يا در ميان چادر (خيمه) حضرت به شهادت برسد.
در بعضي از روايات تعبير شده كه چنين شخصي مثل كسي است كه با رسول خدا صلي الله عليه و آله در برابر كفر جهاد كرده باشد.
7 ـ اظهار علاقه وافر براي ملاقات با آنحضرت.
8 ـ ذكر فضائل و مناقب آنحضرت، و شركت در مجالس امام شناسي.
9 ـ صدقه براي سلامتي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف.
10 ـ بجا آوردن حج و عمره و زيارت مشاهد مشرفه به نيابت از امام: اعمالي كه به نيابت از امام زمان عليه السلام بجا آورده مي شود در واقع هديه اي از جانب عاشقان و شيفتگان به ايشان است.
11 ـ استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالي فرجه الشريف: در بعضي از روايات از آن بزرگوار به "غياث المضطر المستكين" تعبير شده است.
توسل و استغاثه بر اهل البيت عليهم السلام، سيره دائمي بزرگان و صلحا و علما شيعه بوده و حتي ائمه هدي عليهم السلام نيز به وجود مقدس ايشان توسل مي جسته اند.
مرحوم عاملي در روايتي نقل مي كنند كه هنگامي كه حضرت زهرا سلام الله عليها بين ديوار و در مجروح شدند، به دنبال علي عليه السلام ... بودند، و ناله "يا ابن الحسن" سرمي دادند، و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف استغاثه جستند.
12 ـ تجديد بيعت با امام عليه السلام: براساس پاره اي از روايات، تجديد بيعت بعد از هر نماز واجب و يا در هر جمعه مستحب است.(مكيال المكارم و منتخب الاثر)
و در روايتي از امام صادق عليه السلام نقل شده كه «هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگويد: "اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم"، نمي ميرد مگر آنكه حضرت را ببيند و بشناسد.»(بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39)
13 ـ اجتناب از محارم: كسي كه منتظر واقعي است، بايد از آنچه كه امام زمانش كراهت و تنفر دارد، اجتناب نموده و هر عملي كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضاي محبوب و ارتباط روحي با او انجام دهد.
مرحوم شيخ طوسي متوفي 460 هـ ق در "تجريد الاعتقاد" مي نويسد: «وجوده لطف و عدمه منا.» يعني وجود حضرت لطف و عنايت بر ماست و غيبت ايشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست .
"گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است"
"گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت
گفتا نشان چه پرسي آن كوي، بي نشان است"
علي عليه السلام فرمودند: «زمين خالي از حجت خدا نيست، لكن خداوند متعال، خلقش را از اينكه حجت را بشناسند نابينا و محروم مي نمايد و اين به خاطر ظلمي است كه بر خودشان روا داشتند.»(بحارالانوار، ج51، ص113)
«ظلم و جور با بصيرت سنخيت ندارد، و كسي كه در كلاس گناه و معصيت بسر مي برد هم سنخ با اولياي خدا نيست. لذا ديده اش از شناخت حضرت نابيناست.»(مشعل هدايت، ج2، ص126، مقاله امكان تشرف)
حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، در توقيعي چنين مي فرمايند: «فما يحبسنا عنهم إلا ما يتصل بنا مما نكرهه و لانوثره منهم» يعني محبوس نكرده ما را از دوستان، مگر خبرهاي ناگواري كه همواره از ناحيه آنان به ما مي رسد كه ناخوشايند است، در حاليكه ما آن كارها را از ايشان نخواستيم.(احتجاج طبرسي، ج2، ص322)
14 ـ دوستي با صالحان: دوستي با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودي ايشان است. همچنين ادخال سرور مومنين و محبين اهل بيت عليهم السلام و همچنين رفع حوائج آنان نيز از وظايف منتظران عصر ظهور شمرده نشده؛ چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرينش باب الحوائج هستند.
قرآن كريم در وصف ياران حضرت ختمي مرتبت مي فرمايد: «محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم» يعني محمد رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) و كساني كه با او هستند بر عليه كفار بسيار خشن، ولي با يكديگر بسيار مهربانند.
و همچنين امر خداي حكيم كه مي فرمايد: «كونوا مع الصادقين» يعني همواره با افراد راستگو همنشين باشيد
15 ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بيت عليهم السلام:
امام هادي عليه السلام در زيارت شريفه جامعه مي فرمايند: «برئت الي الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشياطين و حزبهم الظالمين» يعني به درگاه خداي عز و جل از دشمنان شما و همچنين از جبت و طاغوت و از شياطين و حزب ستمكار آنان بيزارم.(مفاتيح الجنان، مرحوم شيخ عباس قمي(ره)، زيارت جامعه كبيره)

برای مطالعه بیشتر در این مورد به کتاب شریف مکیال المکارم، تالیف سید محمد تقی موسوی اصفهانی، ترجمه سید مهدی حائری، تهران: بدر مراجعه نمایید.  

اللهم عجل لویک الفرج....

   

انسانهایی که در این تاریک سرا به دنیا می آیند و به دنبال روشنایی و نور هستند چرا به حقیقت نمی رسند و او را نمی بینند؟! اشکال کار کجاست؟! عیب از چیست؟!

این همه عاشق و شیدا و مجنون و....

پس چرا او را نمی یابیم و او نمی آید؟!

او که فیض مطلق است و چشمه جوشان برکت و خیر و احسان؟! .....

*

چرا فریادهایمان به سقف خانه ایمان هم نمی رسد و فرشته اجابت، دعاهایمان را به فراموشی سپرده؟! و.....

مرام عاشقی کجاست و شور اشتیاق به کجا رفته، صفای دوستی و ایمان حقیقی، و....

مگر نه آن است که اگر دوستی هایمان با اخلاص و یکرنگی باشد باید شبیه و همانند محبوب خویش شویم؛ پس چرا در میان این همه خاطرخواه و سینه چاک و مجنون و...

کسی نیست که یارای تنهایی و غربت او باشد؟! و نظاره گر اشک خون بارش؟!

آری همگی ریاکار و دروغ پرداز و خیانت کاریم و فریاد همراهی و یاوری سرداده ایم و ....

با زبان چه چیزها که نمی گوییم ولی در درون چه کارها که نمی کنیم!

"و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین"

بترسیم از عذاب قیامت و رسوایی در محضر او؛ چرا که او ما را می بیند!

 

و چه سخت است شنیدن این کلام از زبان آن حضرت که:

 

هر کس بـه طریقی دل مـا می شکند 

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

 

پس بیایید از امروز تصمیم بگیریم و در عمل ثابت کنیم که دوستش داریم، چنانچه بزرگان نیز گفته اند تنها با دوری جستن از گناهان و محرمات الهی و انجام واجبات می توانیم به منزل دوست برسیم و رفیق و همراه خوبی برایش باشیم.

باقی کار با خود اوست و مطمئن باشیم که او همیشه یاور ماست و همچون مادری دلسوز و مهربان همیشه به فکر ماست و همراه ما...

 

 

اللهم عجّل لولیّک الفرج ...

   

قرآن در قرآن


 

اوصاف و اسامی قرآن

*بيانگر همه چيز (تـبيان):

(وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ)

و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است !

(تـبيان) يعنى : بيانگر. با توجه به وسعت مفهوم (كلّ شىء)، به خوبى مى توان از اين تعبير استفاده كرد كه در قرآن ، بيان همه چيز هست ، ولى با توجه به اين نكته كه قرآن كتاب تـربـيـت و انـسان سازى است و به منظور تكامل فرد و جامعه در تمام جنبه هاى انسانى و معنوى نـازل شـده ، روشـن مى شود كه منظور از همه چيز، تمام چيزهايى است كه براى پيمودن اين راه لازم است و قرآن در اين زمينه ، چيزى را فروگذار نكرده است.

*نفع رساننده بى پايان:

(اِنَّهُ لَقُرْانٌ كَريمٌ)

كه آن قرآن كريمى است .

توصيف قرآن به (كريم ) (با توجه به اين كه (كرم ) در مورد خداوند، به معناى احسان و انـعـام و در مـورد انـسـان هـا بـه مـعـنـاى دارا بـودن اخـلاق و افـعـال سـتوده است ) اشاره به زيبايى هاى ظاهرى قرآن از نظر فصاحت و بلاغت و نيز محتواى جـالب آن اسـت كـه نـفـع رساننده به تمام مردم است ؛ زيرا در آن معارفى وجود دارد كه سعادت دنيا و آخرت آن ها را تاءمين مى كند.

*نور:

(فَامِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذى اَنْزَلْنا وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرٌ)

به خدا و رسولش و نورى كه (همراه او) نازل كرديم ، ايمان آوريد و خداوند به آنچه انجام مى دهيد آگاه است .

چـيـزى كـه (نـور) بـاشـد، هـم خـودش آشـكـار است و هم سبب ظهور و شناسايى حقايق ديگر مى گـردد. بـا تـاءمـّل و تـدبـّر در آيـات قرآن مجيد، هم حقّانيت قرآن ظاهر مى شود و هم افراد به وسيله آن ، راه حق را از باطل مى شناسند و مى توانند آن را چراغ راه خود قرار دهند تا آنان را از ظـلمـات جـهل و عناد و استكبار نجات دهد و به سرچشمه نور برساند. قرآن خود در اين باره مى فرمايد:

(كِتَابٌ اءَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ)

ايـن كـتـابـى اسـت كه به سوى تو نازل كرديم تا مردم را از تاريكى ها به سوى روشنايى ببرى.

* تذکره:               

( انّ هذه تذكرة ) (سوره مزمل، آیه 19)

( و انّه لتذكرة لّلمتّقین ) (سوره الحاقه، آیه 48)

تذكره به معنای هر هشداری است كه آدمی با دیدن و یا شنیدن آن الگویی می گیرد كه عمل خود  را طبق آن انجام دهد. خداوند، قرآن را « تذكره » ای معرفی می كند كه بشریت را سزاوار است تا الگوی جامع حیات دنیوی و اخروی خود را از این كتاب شریف اخذ نمایند.

*كریم:

(انّه لقرآن كریم) (سوره واقعه، آیه 77)

« كریم » یعنی جامع انواع خیر و شرف و فضائل و خداوند متعال را كریم می گویند، زیرا كثیر الخیر است و جوادی است كه عطای خود را از كسی دریغ نمی كند.

به قرآن نیز، كریم گفته شده است زیرا جامع تمام خیرات و حسنات می باشد. نیز بدان جهت كه صفاتی پسندیده و سودرسان برای خلق دارد. سودی كه هیچ چیز جای آن را نمی گیرد. چون مشتمل بر اصول معارفی است كه سعادت دنیا و آخرت بشر را تضمین می كند

   

صلوات تنها دعايي هست كه حتما مستجاب مي شود.

صلوات : بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است.


صلوات : تحفه‌اي از بهشت است.


صلوات : روح را جلا مي‌دهد.


صلوات : عطري است كه دهان انسان را خوشبو مي‌كند.


صلوات : نوري در بهشت است.


صلوات : نور پل صراط است.


صلوات : شفيع انسان است.


صلوات : ذكر الهي است.


صلوات : موجب كمال نماز مي‌شود.


صلوات : موجب كمال دعا و استجابت آن مي‌شود.


صلوات : موجب تقرب انسان است.


صلوات : رمز ديدن پيامبر در خواب است.


صلوات : سپري در مقابل آتش جهنم است.


صلوات : انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است.


صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است.


صلوات : انسان را در سه عالم بيمه مي‌كند.


صلوات : از جانب خداوند رحمت است و ار سو فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است.


صلوات : برترين عمل در روز قيامت است.


صلوات : سنگين‌ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه مي‌شود.


صلوات : محمبوب‌ترين عمل است.


صلوات : آتش جهنم را خاموش مي‌كند.


صلوات : زينت نماز است.


صلوات : گناهان را از بين مي‌برد.


صلوات : فقر و نفاق را از بين مي‌برد.


صلوات : بهترين داروي معنوي است.


چه خوب است كه انسان هميشه اهل صلوات، باشد. چرا كه پيامبر نيز دائم الصلوات بوده‌است.


چه خوب است كه هميشه زيان انسان مشغول ذكر صلوات، باشد و فضاي جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات، نماييم.


با ذكر صلوات، غم و اندوه و حزن را از خود دور كنيد.


با يك صلوات، نوري در بهشت براي خود بيافرينيد.


با يك صلوات گناهان خود را پاك و تولدي ديگر براي خود بوجود آوريد.


با يك صلوات پاداش هفتاد و دو  شهيد را براي خود ثبت كنيد.


با يك صلوات ده حسنه براي خود ثبت كنيد

 


   

:: حضرت امير المومنين علي (ع) ::


بیوگرافی

وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود

نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصيه و وزير من خواهد بود , تنها کسي که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع) نخستين کسي است در اسلام که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد

  علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه حجرت نمود و در شب هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند , علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص) خوابيده و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق وصيتي که کرده بود , امانتهاي مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر برداشته به مدينه حرکت نمود

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و ان حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي را کنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي که ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد

علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که ان حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود

هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود

علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل ديني سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به عنوان اينکهود جوان است و مردم به واسطه خون  هاي که در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته با وي دشمنند از خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شوونات عمومي به کلي قطع شد وي نيز گوشه خانه را گرفته به تربيت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) بود گذرانيده و پس از کشته شدن خليفه سوم مردم با ان حضرت بيعت نموده و به خلافت برگزيدند

آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته اين اصلاحات به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از اين رود عده اي از صحابه که پيشاپيش آنها عايشه , طلحه ,  زبير و معاويه بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند

آن حضرت براي خوابانيدن فتنه جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفين معروف است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز جنگي با خوارج که در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به اين ترتيب در ايام خلافت خود بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلي بود و پس از گذشت زمان کوتاه صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتي خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به شهادت رسيدند

 حضرت را چونان مشعلي در تاريكي روزگار فرا روي خويش گيريم ودر پرتو نور آن گام برداريم

یا علی

   

الگو گرفتن از الگو


الگو گرفتن از الگو

جواني علي (ع) الگويي براي جوانان

مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم! اما چگونه؟!... من يک جوان هستم! يک جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يک جوان با شور و نشاط خاص اين دوران که به خنده و تفريح ,  به شور و احساست نياز دارد و الگویی که مرا به شور آورد

با تمام اين حرفها , باز هم الگو براي تو و براي همه  , مولاي متقيان است : و بخصوص جواني شان

الگو گرفتن يک الگو

بله! خود امير المومنين  در جواني شان , الگو داشته اند. الگويشان نيز پيامبر بوده است . از علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي کرده اند و در همه امور زندگي شان , حتي جزيي ترين مسايل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند يعني خود ايشان هم از يک انسان کامل و والاي ديگر الگو مي گرفته اند

اما چگونه؟

پيامبر اکرم (ص)  و علي(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرههاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يکديگر را شاداب در آغوش مي کشيدند و احوال هم را مي پرسيدند . آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر پاک مي کرد و ايشان صميمانه از او تشکر مي نمود

علي (ع)  خود در اين باره مي فرمايد : (( پيامبر (ص) مرا در دامان خود پروريد. من کودک بودم , پيامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت که من دروغي بگويم و در کردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه که پيوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او مي رفتم . او هر روز نکته اي تازه اي از اخلاق براي من آشکار مي ساخت و مرا فرمان مي داد که در خط او حرکت کنم . ان حضرت مدتي از سال در کوه حرا به سر مي برد و کسي جز من او را نمي ديد... من نوروحي و رسالت را مي ديدم و بوي خوش و دل انگيز نبوت را احساس مي کردم ... موقعيتي که من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ کس نبود))ـ

بسيار خوب!تمام اين حرف ها درست ! اما حضرت علي (ع) , پيامبر را مي ديده اند و وجود ايشان را لمس مي کرده اند و به ايشان اقتدا مي کرده اند اما من چه که حضرت علي (ع) را نمي بينم , چگونه مي توانم از ايشان الگو بگيرم !؟

تاريخ که روح , افعال و رفتار اميرالمومنين را ديده و نقل کرده است . از او استفاده کن ! از ديدگان تاريخ!؟

شجاعت , جوانمردي و شورمندي حضرت علي (ع)

آري ! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي که تو را به شور بياورد . آنچه مي تواند يک جوان را به شور بياورد ,  ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي کسي است که به او علاقه مند است . حال چه کس ديگري را سراغ داري که به اندازه اميرالمومنين , حماسه آفريده باشد

در همان کودکي که مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر ,  کودکان به تحريک مشرکان پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند, با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي کرد . چه کسي , شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري , بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب بعنوان لذت بخش ترين شب عمرش ياد کرده است ؟ مگر رشادت هاي امير المومنين در جنگ بدر را نشنيده اي؟ آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از کشته شدگان اين جنگ با ضرب مشير علي (ع) از پاي درامده بودند. مي داني در جنگ احد زماني که علي (ع) 26 سال داشت  , آنجا که در همان اوايل جنگ 9 پرچمدار لشگر دشمن را به خاک انداخت و بعد هنگامي که پيامبر در خطر محاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مبارکشان محافظت مي کرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند

لا فتي الا علي , لا سيف الا ذولفقار

علي از همه جوان ها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها  برنده تراست

اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدو يکي از نيريمند ترين مردان عرب آري همانجا بود که پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود

ضربه علي يوم الخندق , افضل من عباده ثقلين

به راستي که چنين جمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده ! در ان زمان امير المومنين 28 سال بيشتر نداشت!؟

در جنگ خيبر نيز هنگاميکه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام شکست خورده بازگشتند , علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محکم و مقاوم خيبر ان پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان اورد

به راستي که هيچ جوان ديگري , چنين جواني پر شور و هيجان انگيزي نداشته است

همه مردان بزگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنها علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت به خوبي بهره برده , راههاي پر پيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده , توانسته اند کارهاي بزرگي را به انجام رسانند

تفريح و شادي علي (ع)

مي داني اي دوست عزيز : من هم حرفهاي تو را مي پذيرم . اما جنگ و شور و حماسه بخشي از زندگي انسان است . چيزهاي ديگري هم هستند که آدمي بايد به آنها هم توجه کند. يک الگوي کامل , بايد در ان زمينه ها هم حرف براي گفتن داشنه باشد. اينطور نيست ؟

حتما همينطور است و من به تو مي گويم که امير المومنين در آن موارد هم , الگويي قابل قبول و کامل ارايه مي دهد . آخر تو درباره زندگي اميرامومنين چه فکر کرده اي؟

فکر مي کني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

يعني اينطور نبوده است !؟

نه که نبوده است ! حضرت علي (ع) , مردي خوش رو و خندان بوده اند . هميشه تبسم بر لب داشته اند که دل مومنان را شاد مي کرده است . ايشان تفريح هم مي کرده اند. منتها تفريح در ديدگاه امام علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود؟

پس تفريح علي (ع) چگونه بود؟

علي (ع) کار را تفريح مي دانست

تفريح او را  ,  مسافرت ,کمک به ديگران ,تحصيل و تدريس ,  سرودن ,  نوشتن ,  حفظ و قرائت قران ,  مباحثه  ,  نگريستن به طبيعت و ورزش تشکيل مي داد . پرداختن به ورزشهاي شمشير بازي ,  پرتاب نيزه ,  اسب سواري ,  کشتي ,  وزنه برداري و شرکت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است

چقدر جالب بوده است ! احتمالا به دليل همين ديدگاه اميرالمومنيننسبت به تفريح و زندگي بوده است که اگر سرتاسر زندگي شان را مرور کنيم , لحظه اي توقف و سکون در ان نمي يابيم. گويي حتي يک لحظه هم با لحظه قبلي اش مشابه نبوده است و درست بدليل همين ديدگاه بود که شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان شکل ديگري داشت

امير المومنين اهل شوخي و مزاح بود. اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه ! بلکه مزاح هاي معنادار و آموزنده

هر گاه يکي از ياران و دوستانش را گرفته مي ديد با شوخي او را خوشحال مي کرد تا اندکي از اندوهش کم شود. از همه مهمتر اينکه شادي علي (ع) هنگامي بود که يک کافر ,  مسلمانمي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد ,  غذايي به فقير مي رساند ,  دل غمديده اي را شاد مي کرد ,  مشکلي را از کسي مرتفع مي کرد و کودک يتيمي را ذوق زده مي نمود

نکته ديگر هم اين بود که مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد ,  دل مومني را نشکند و يا با زن و دختر نامحرمي ,  شوخي نمايد

علي(ع) و ارتباط با زنان و دختران

به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نا محرم در جامعه  ,  يکي از معضلات امروز ما جوانهاست.بخاطر اينکه نه الگوي مناسبي در مورد ان ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه ,  تندروي ها و کج روي هاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه کن

اگر به سيره اميرالمومنين دقت کني ,  مي بيني که حضرت  ,  در سنين جواني با زنان سالخورده سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه ! حتي سلام هم نمي کرد . در حاليکه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران جوان هم سلام و احوالپرسي مي کردند چون زماني که علي (ع) 20 ساله و در عنفوان جواني چنين عمل مي نمود ,  پيامبر اکرم قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت. بنابراين از آنجا که احتمال پيش امدن گناه دست کم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود ,  علي (ع)اين تربيت شده مکتب پيامبر به عنوان يک جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر و به عبارتي زن و مرد را مراعات کند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبراو پاکيزه از هرگونه آلودگي بود

از طرفي پيامبرسه دختر جوان به نامهاي زينب ,  ام کلثوم و فاطمه در خانه داشتند ,  بااينکه علي(ع)از کودکي به اين خانه رفت و آمد داشتند ,   اما در اين رفت و امدها نهايت دقت را بعمل مي آوردند. درحالي که همين علي (ع) در دوران خلافتش وقتي که حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نياز به کمک ديد به ياري او شتافت

پس در ارتباط با افراد نامحرم ,  چيزي که بيش از همه اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امکان وجود مفسده در اين ارتباط براي هر دو نفر است

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوبست و ليکن اين سيره جدايي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع) ,  در سنين جواني اش و در ريزترين حرکات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست

   

مهدی جان


                       
تو نیستی و ابر نیست

تو نیستی و باران نیز نیست       

 و به ناگاه می آیی!

می آیی و برایم از رازهای خورشید می گویی

    می آیی و طلسم شب مرا رها می کند

     می آیی و ما در روشنائی محو می شویم        

..................   

می آیی می دانم می آیی.

 

   

 

 نجوا

      مولایم بیا که شبم بی تو تیره و تار شده      و ظلمت تنهایی  و بی صاحبی وجودم را فرا گرفته 

   بیا که بی تو دیگر غنچه ای نمی شگفت   و آبی جاری نمی شودآسما

 

ن نمی گرید و زمین بی رمق      شده

  قلب تاریخ دیگر نمی زند  مدتهاست که لبخندی نمی بینم مکر می شود خندید در حالی که تو را       غم بی      عدالتی و ظلم فرا گرفته است مگر می شود نگریست در حالی که روزهایت با اشک ترحم شب    می شود و   شبها یت با اشک انتقام روز

 زمین از خون لاله ها گلگون گشته رنگ عدالت پریده  مهربانی در خوابی عمیق فرو رفته و آسمان        تراوت را تمنا می کند همه جا بی رنگ شده و دیگر دلی نمی تپد

  اما اگر تو بیایی همه جا سبز می شود و عطش مشقت همه گیر  زمین بار دیگر نفس کشیده و      پلیدی ها   را در خود فرو می کشد آسمان می گرید و غبار غفلت را از بین می برد و همه جا آبی می   شود

  وقتی خورشید وجودت آشکار ا بر ما بتابد تمام لاله های به خون نشسته سر از خاک بیرون می کشند    و تمام عالم کلستان می شود کلستانی  ا ز گل های انسا نیت ، مهر شفقت و دوستی و تو دعا می کنی عالم را غرق در نعمات الهی  ظلم را  ریشه کن می کنی و باران عدالت بر همه ارزانی  بیا ای یوسف زهرا بیا و خوابهای خوب را تعبیر کن و با دستان پر مهرت قطرات اشک را از گونه زمان بزدایی بیا که مشتاقانه منتظریم پرچم نصرتت را بر هر کوی برزن نظاره کنیم و سجده شکر به جا آوریم پس بیا زودتر بیا که منتظریم

 

   

   
درباره وبلاگ
عشق يعني قطره را عاشق شدن، از نگاهِ اين و آن فارغ شدن عشق يعني دل به دريا دادن و توي متنِ زندگي صادق شدن عشق يعني عبور از مرزِ جان حُرمتِ بيچاره گان را پاسبان عشق يعني در گذرگاهِ زمان بهرهر اُفتاده اي، بگذرزِجان عشق يعني جاده اي بي انتها در وصال دوست حيحا زدن عشق يعني تکه سنگي خرد و ريز در سايش کوهها رسوا شدن عشق يعني سايباني سرد و خيس از طلوع خورشيد غافل شدن عشق يعني مغروق دري
لینکهای روزانه
دوستان من
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی وبلاگ
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

golemohebat

امیر حسین صادقی

http://golemohebat.blogfa.com

اکسیر عشق

عشق يعني قطره را عاشق شدن، از نگاهِ اين و آن فارغ شدن عشق يعني دل به دريا دادن و توي متنِ زندگي صادق شدن عشق يعني عبور از مرزِ جان حُرمتِ بيچاره گان را پاسبان عشق يعني در گذرگاهِ زمان بهرهر اُفتاده اي، بگذرزِجان عشق يعني جاده اي بي انتها در وصال دوست حيحا زدن عشق يعني تکه سنگي خرد و ريز در سايش کوهها رسوا شدن عشق يعني سايباني سرد و خيس از طلوع خورشيد غافل شدن عشق يعني مغروق دري Emaile=kinglove_kinglove21@yahoo.com Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt

قالب دختر تنها

قالب دختر تنها براي بلاگفا