تبليغاتX
اکسیر عشق

اکسیر عشق

Emaile=kinglove_kinglove21@yahoo.com

حدیث جوانی


حدیث جوانی

اشكم، ولي بپاي عزيزان چكيده ام

                                                                خارم ، ولي بسايۀ گُل آرميده ام

با ياد رنگ و بوي تو ، اي نوبهار عشق

                                                        همچون بنفشه سر بگريبان كشيده ام

چون خاك ،‌در هواي تو از پا افتاده ام

                                                        چون اشك؛ در قفاي تو با سر دويده ام

من جلوۀ شباب نديدم بعمر خويش

                                                               از ديگران حديث جواني شنيده ام

از جام عافيت ، مي نابي نخورده ام

                                                               وز شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام

موي سپيد را ، فلك رايگان نداد

                                                            اي رشته را به نقد جواني خديده ام

اي سرو پاي بسته ،بآزادگي مناز

                                                            آزاده من ، كه از همه عالم بريده ام

   

این دوباره صدای چیست

که شیشه خلوت شبانه مرا می شکند؟

ششیشه خلوت من ترسوست

آری می ترسد / حتی باصدای باد / حتی صدای گربه

حرفهایم حرفهای تنهاییست

حرفهایی که تحمل سنگینی جمله ها را ندارند

جمله ها روزند / روشنند

حتی احمق ترین افراد

آنها را می فهمند

حرف های من تاریکند

خودم چراغشان را خاموش می کنم

تا فقط کسانی آنها را بخوانند

که دستشان به کلید چراغ برسد...

   

مهدی جان


                       
تو نیستی و ابر نیست

تو نیستی و باران نیز نیست       

 و به ناگاه می آیی!

می آیی و برایم از رازهای خورشید می گویی

    می آیی و طلسم شب مرا رها می کند

     می آیی و ما در روشنائی محو می شویم        

..................   

می آیی می دانم می آیی.

 

   

دوستت دارم . . . . . I Love You


دوستت دارم . . . . . I Love You
 
   
 منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

 

   
اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکنيد قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکنيدهميشه بايد عکس دوست دخترت رو توي کيف پولت بزاري هر وقت دچار مشگل بزرگي شدي ، بهش نگاه کن. اون وقت احساس ميکني که هيچ کدوم از مشگلاتت به اندازه ي اين يه دونه وحشتناک نيستند

   
 تركا زنگ مي زنن قم مي گن يه امام جمعه برامون بفرستين مي پرسن پس قبلي چي شد؟ ميگن اونو كشتيم امام زاده ساختيم!
   
 اصفهانيه خونش آتش ميگيره اس ام اس ميزنه به اتشنشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم
   

گفت و گوی تلفنی


روزی از روزها که تعدادی مرد در رختکن یک باشگاه ورزشی جمع بودند

که صدای موبایلی بلند شد و مردی با استفاده از اسپیکر فون به آن جواب داد...

این گفتگوی تلفنی توجه همه را به خود جلب کرد به طوری که همه کارهای

خود را رها کرده و گوش ایستادند...

مرد: سلام

زن: سلام عزیزم. منم . تو هنوز باشگاهی؟

مرد: آره

زن: من برای خرید بیرون آمدم. یه کت چرم چشممو گرفت. قیمتش ۱۰۰هزار تومنه بخرم؟

مرد: اگه واقعا چشمتو گرفته خوب بخر...

زن: راستی از جلوی نمایندگی مرسدس بنز رد شدم تمام مدلهای ۲۰۰۶ رو آوردن

یکیشون فوق العاده بود.

مرد: چند؟

زن: ۹۰ میلیون تومن.

مرد: خوبه به شرطی که فول باشه.

زن: عالیه راستی یه چیز دیگه... خونه ای که پارسال خوشم اومده بود اما از دستمون رفت یادته؟؟

دوباره به فروش گذاشتنش ۱۲۰ میلیون تومن.

مرد: باشه سر معامله رو باز کن. قیمت رو ۱۱۵ میلیون بده به احتمال زیاد قبول می کنن.

اگر هم نکردن و فکر کردی می ارزه همون ۱۲۰ میلیون تا تمومش کن.

زن: باشه می بینمت خیلی دوستت دارم.

مرد: منم خیلی دوستت دارم فعلا...

مرد گوشی را قطع کرد. همه با دهان باز و متعجب به او نگاه می کردند..

او خندید و گفت : راستی این گوشی مال کیه؟؟؟

   

تو هم ترك منم ترك
اينم يه درد مشترك
تو غصه دار من غصه دار
پس واسه چي بياد بهار
تو بي چراغ من بي چراغ
كي بگيرد از ما سراغ
تو هم غريب منم غريب
عشقا چي بود به جز فريب
تو حادثه من حادثه
پس كي به ابرا برسه
تو باروني من باروني
پس كجا رفت مهربوني
من بي وفا تو بي وفا
چي كار كنه با ما خدا
من بي فروغ تو بي فروغ
بازم به هم بگيم دروغ ؟
من تشنگي تو تشنگي
كاش كه نمي گذشت بچگي
منم گله تو هم گله
آخر كي داره حوصله
من انتظار تو انتظار
من باريدم تو هم ببار
من اعتماد تو اعتماد
عشق و چرا داديم به باد
تو بي گناه من بي گناه
يعني همش بود اشتباه ؟
تو خستگي من خستگي
پس چيه معنيش زندگي ؟
تو پر درد من پر درد
پاييز واسه چي مي شه زرد ؟
من كه رها تو كه رها
فقط بگو بريم كجا ؟
من اتفاق تو اتفاق
به جرم قدري اشتياق
تو عطر ياس من التماس
راسته كه دنيا من خاطره تو خاطره
بمون تا يادمون نره
منم كه تو تو هم كه من
پس زير وعده هات نزن
من آرزو تو آرزو
پس آرزو كن و بگودست ماس ؟

   

با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان

 گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم:

 «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود

آیا تو هم مرا دوست داری و به من فکر می کنی

 مرا به خاطر بسپار ای مهربان ترین مهربانان

تو را من چشم در راهم ...

   

   

به یاد دارم اولین نگاهت...خنده ات...حرفت...نوازشت را.

 

اولین بار که فهمیدم قلبی داری به وسعت آسمان و

 

در آن آسمان بی کران ابرسیاهی نیست.

 

اولین مرهمی که روی زخمانم گذاشتی،

 

زخمانی که دیگران با بی رحمی بجای گذاشته بودند.

 

 اولین رویای شیرین با تو بودن برای همیشه را.

 

اولین باری که تکیه گاه تن خسته ی من شدی.

 

اولین باری که فهمیدم قلبم را برای همیشه به تو هدیه دادم.

 

اولین حس خوب داشتن همدم و همرازی را.

 

اولین صدای پر قدرت درونم که به من گفت

 

تو را می خواهد برای همیشه.

 

اولین بار که امیدم به زنده بودن ...ایمانم به ادامه زندگی شدی.

 

همه را خوب به یاد دارم و همه ی آن نهال های قدیمی رشد کرده و

 

 تبدیل به درختانی تنومند شده

 

كه هنوز به تو نیاز دارند چون تو ریشه ی آن هایی.   

 

 

   

درتمام لحظات تنهایی ام که گویی پایان نخواهد یافت

 

تنها به تومی اندیشم

 

به توکه احساس مرانادیده نخواهی گرفت و

 

مراقبل ازانکه درمرداب اندوه غرق شوم

 

نجات خواهی داد.

 

عشق مراخواهی ستودودرباغ کوچک قلبم؛ 

 

گل امیدخواهی کاشت.

 

تنهاچیزی که برایم ارزشمنداست توهستی. 

 

تویی که نمیتوانم حتی درخیالم به بی توبودن

 

 حتی برای یک لحظه ی  کوتاه فکرکنم.

 

نمی دانم تاکی باید صبرکنم اما دوباره صبرمی کنم

 

 چون عادت کرده ام یاد بگیرم غیرازصبرکردن

 

وتسلی یافتن باخاطرات زیبایت چاره ای ندارم .

 

 نیامدنت قلبم راسخت می فشارد

 

اما به اميد آمدنت تا لحظه مرگ مي مانم

 

يا تو خواهي آمد يا در اغوش مرگ تا ابد خواهم خوابيد

 

 

   

عشق يعني


عشق يعني حســــرت شبهاي گرم

 

عشق يعني يـــــــــاد يک روياي نرم

 

عشق يعني يــــــــــک بيابان خاطره

 

عشق يعني ديــــــــــوار بدون پنجره

 

عشق يعني گفتني با گـــــــوش کر

 

عشق يعني ديدني با چشــــم کور

 

عشق يعنـــي تا ابد بي سرنوشت

 

عشق يعني آخر خط بهشـــــــــــت

 

عشق يعني گم شدن در لحظه ها

 

عشق يعني آبــــــــي بـــــــي انتها

 

عشق يعني يـــک سوال بي جواب

 

عشق يعني خاطرات بي غبار

 

دفتري از شعر و از عطر بهار

 

عشق يعني يك تمنا , يك نياز

 

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

 

عشق يعني چشم خيس مست او

 

زير باران دست تو در دست او

 

عشق يعني ملتهب از يك نگاه

 

غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

 

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق

 

گرمي دست تو در آغوش

 

عشق عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "

 

تا سحر از عاشقي با او بخوان

 

عشق يعني هر چه داري نيم كن

 

از برايش قلب خود تقديم كن

 

   

لحظه مرگم


لحظه مرگ


وقتی لحظه مرگم فرا خواهد رسید


وقتی که دگر دست از دنیا خواهم کشید


وقتی که دگر روی ماهت را نخواهم دید


وقتی که دگر دیده از جهان خواهم بست


تو مرا غسل و کفن کن


تو مرا آرام در خاک کن


تو برایم بی صدا اشک ریز


هنگام آمدن بر روی مزارم بیاور برایم شاخه گل عشق را


هنگام رفتن ببوس بالین خاک را.

 

 

 
   

کاش چون پاییز بودم. کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم

 باغ دلم گاهگاهی زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان طوفان اندوهی بجانم چنگ می زد

اشکهایم همچو باران

دامنم را رنگ می زد

چه زیبا بود اگر پاییز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند  شعر آسمانی

در کنارم تب عشق شعله می زد

 

 نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنويسم که هرگز پاره نشود

 بـرچـه گلـی بـنويسم که هـرگز پرپر نشـود

 بـر چه ديواری بنويسم که هرگز پاک نشود

بـر چه آبـی بنويسم که هـرگز گل آلود نشود

 وسرانجام بـر چه قلـبی بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

  
 

چشم میگفت که دل موجب اندوه من است

دل بر اشفت كه اندوه من از ديدن توست

چشم گفتا كه تويي مرغ شباهنگ وجود

دل بگفت ناله’ من تابع گرديدن توست

چشم خنديد كه من گمره و گريان توام

دل بگرييد كه اين گريه ز خنديدن توست

 

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد
به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد
به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد
به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد
به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد
به انسان گفتم عشق چيست؟!
اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:
ديوانگيست!!!

 
   
با تو يک خاطره ساختم !

 

اي تو بهانه واسه موندن ..اي نهايت رسيدن ... اي تو خود لحظهء بودن !


 

تو طلوع صبحِ‌ خورشيدو دميدن اي همه خوبي،همه پاکي ،


 

تو کلامِ آخر من اي تو پراز وسوسهء عشق ، تو شدي تماميِ زندگي من اسم توهرچي که ميگم ،


 

همه تکرار تو، حرفاي دلِ من چشم توهرجا که ميرم ،


 

جاريه،تو چشماي منتظر من تورواون لحظه که ديدم ، به بهانه هام رسيدم از تو تصوير کشيدم ،


 

که اونو هيچ جا نديدم توروازنگات شناختم ، قصه ازعشق تو ساختم توروازخودت گرفتم ،


 

 با تو يک خاطره ساختم !

   
جوان ترین دریا نورد

 

یک نو جوان 15 ساله انگلیسی توانسته است

به تنهایی تمام اقیانوس اطلس را با یک قایق

بادبانی سفر کند اسم او سباستین او چهار هزار و سی صد

کیلو متر راه آبی را با تلاش و تجربه

و مقاومت در برابر حادثه ها و طوفان ها گذرانده

است تشویق کننده ی اصلی این دریا نورد جوان

مادرش بوده است.

   

سوسک قوی 

  یک نوع سوسک روی زمین زندگی

می کند که 12 سانتیمتر است ای سوسک

آن قدر قوی است که می تواند 150

کیلو گرم را به راحتی حرکت بدهد دانشمندان

میگویند این موجود قویترین حیوان روی زمین

 است.

   
 کودک 25 انگشتی

 

        این کودک 10 سال دارد و در هند

        زندگی می کند او وقتی به دنیا آمد او

       25 انگشت داشت یعنی یک پایش و هر

       دستش 6 انگشت و پای دیگرش

      7   انگشت داشت پزشکان نمی دانند

      چرا او این همه انگشت دارد ولی

       قرار است دست ها و پا هایش را

      جراحی کنند و انگشت های اضافی اش

      را ببرند.

   

دیوونه          

يه بار يه ديوونه دنباله رئيس تيمارستان ميدوه بعد به يه

 

بن بست ميرسه ته بن بست به رئيس تيمارستان دست

 

 

ميزنه بهش ميگه حالا تو گرگي

اسم بچّه

يه روزيك قورباغه با يك طوطي ازدواج مي كنه بچه دار مي

 

 شن اسمشو ميگذارند قوطي

آجر

يه روزبه يك جوونه مي گن بااجرجمله بساز

 
جوونه مي گه بااجر كه جمله نمي سازند بااجر خونه مي

 

سازند

 

   
رمز بازی Counter-Strike: Condition Zero:
برای وارد کردن رمزهای اين بازی، در محيط بازی کليد ~ را فشار دهيد تا رمزگير ظاهر شود، سپس عبارت sv_cheats 1 را درون آن تایپ کنيد. بازی رو Restart (دوباره شروع) کنيد. در محيط بازی دوباره ~ را بزنيد سپس يکی از رمزهای زير را تایپ کنيد.

 کد

عملکرد 

god

حالت نسوز 

fly

حالت پرواز 

noclip

 حالت عبور از در و ديوار

notarget

حالتی که دشمنان شما را نمی‌بينند 

 impulse 101

به شما تعدادی اسلحه می‌دهد 

number

تنظيم کردن جاذبه‌ی زمين 

bot_kill

از بين بردن همه‌ی Botها 

 bot_stop 1

بی‌حرکت کردن همه‌ی Botها 

 bot_stop 0

بيرون آمدن Botها از حالت بی‌حرکتی 

   
برای وارد کردن رمزهای اين بازی، در منوی اصلی (Main Menu) کليدهای بالا، پايين، چپ، راست (UP,DOWN,LEFT,RIGHT) را فشار دهيد. اين کار شما را به صفحه‌ی کنسول رمزگير می‌برد. در آنجا می‌توانيد يکی از رمزهای زير را وارد کنيد:

SICKJDB 

باز کردن قفل Subaru S202 STi

SICKJZA 

باز کردن قفل Toyota 1996 Supra RZ

RENESIS 

باز کردن قفل Mazda RX-8

IGOTGST 

باز کردن قفل Mitsubishi Eclipse GS-T

MYTCGTS 

باز کردن قفل Toyota 2004 Celica GT-S 

 GOTPOPO

باز کردن قفل ماشين پليس 

 FIXITUP

تعمير مجانی ماشين (فقط يک بار استفاده)

   

تو هم ترك منم ترك
اينم يه درد مشترك
تو غصه دار من غصه دار
پس واسه چي بياد بهار
تو بي چراغ من بي چراغ
كي بگيرد از ما سراغ
تو هم غريب منم غريب
عشقا چي بود به جز فريب
تو حادثه من حادثه
پس كي به ابرا برسه
تو باروني من باروني
پس كجا رفت مهربوني
من بي وفا تو بي وفا
چي كار كنه با ما خدا
من بي فروغ تو بي فروغ
بازم به هم بگيم دروغ ؟
من تشنگي تو تشنگي
كاش كه نمي گذشت بچگي
منم گله تو هم گله
آخر كي داره حوصله
من انتظار تو انتظار
من باريدم تو هم ببار
من اعتماد تو اعتماد
عشق و چرا داديم به باد
تو بي گناه من بي گناه
يعني همش بود اشتباه ؟
تو خستگي من خستگي
پس چيه معنيش زندگي ؟
تو پر درد من پر درد
پاييز واسه چي مي شه زرد ؟
من كه رها تو كه رها
فقط بگو بريم كجا ؟
من اتفاق تو اتفاق
به جرم قدري اشتياق
تو عطر ياس من التماس
راسته كه دنيا من خاطره تو خاطره
بمون تا يادمون نره
منم كه تو تو هم كه من
پس زير وعده هات نزن
من آرزو تو آرزو
پس آرزو كن و بگودست ماس ؟

   

مرا به خاطربسپار...


با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان

 گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم:

 «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود

آیا تو هم مرا دوست داری و به من فکر می کنی

 مرا به خاطر بسپار ای مهربان ترین مهربانان

تو را من چشم در راهم ...

   
نازنین بر سر هر گورستان  صلیبی می آویزد

 وتو هم بر گردنت صلیبی بیاویز تا همگان

 

بدانند که قلبت گورستان عشق من است

 


   

عشق به مولا


سلام علیکم امیدوارم حال شما خوب باشد و عید خوبی را سپری کرده باشید. ما که این چند روزه یه سر به شهرمون  زدیم و کلی حال کردیم. امروز متذکر ناگفته هایی (گفته شده) در مورد آخر الزمان و حضرت مهدی (عج) را خدمت شما عرض می کنم. ممکنه بگویید اینها که گفته شده و چیز جدیدی نیست؟ ولی حقیقت امر این است که این روایات و شخنان کمتر یادآوری شده و به همین دلیل حالت ناگفته دارد. اول بیوگرافیه مختصری از حضرت صاحب الزمان را خدمت شما می گویم تا مبنای بحث اصلی خود قرار دهم.

 

بیوگرافی : حضرت صاحب امر در سال 15 شعبان سال 225 هجری قمری در شهر سامرا عراق متولد شد. مادر بزرگوارشان نرگس دختر امپراتور روم شرقی و پدر گرانقدرشان حسن پسر امام هادی (ع) می باشند. او زندگی خاصی را شروع کرد و هنوز هم بعد از 1200  سال به زندگی پر برکت خود ادامه می دهد به کیفیتی که مجهول است و سوال کردن درباره ی آن بدعت نیست.

 

ظاهر و تیپ حضرت : به نقل از امام صادق (ع) : سن و سال:   او در سن پیران است ولی سیمای جوان دارد ناظران بر او گمان می برند چهل سال یا کمتر دارد، او با مرور شب و روز پیر نمی شود، تا پایان عمرش فرا رسد. ( بحار ، ج52، ص 285)

 

ریخت شناسی:رسول الله (ص):  مهدی از خاندان ماست، بلند پیشانی و برآمده بینی(اثبات الهاه ج7،ص 185)

 

ا زامام باقر (ع) نقل است : روزی عمربن خطاب از امیرالمومنین درباره ی مهدی توضیح خواست . ایشان فرمودند : اما نامش حبیبم رسول خدا عهد کرده که نامش را نبرم تا خداوند او را مبعوث کند، اما سیمایش ، او جوان نه بلند قد و نه کوتاه قد، خوش صورت است ، مویش زیبا استو از سرش به شانه اش ریخته، نور صورتش سیاهی موی سر و صورتش را تحت الشعاع قرار داده است . (به نقل از فروغ تابان ولایت ص 43)

 

زور و قوه ی بدنی : قائم(عج) کسی است که هرگاه خروج کند ، در سن پیری است اما سیمای جوان دارد، و آنچنان قدرت جسمی دارد که اگر دستش را به بزرگترین درخت روی زمین بیندازد ، می تواند آن را از ریشه بکند ، و اگر در میان کوه ها صدایش را بلند کند سنگهای کوه ها قطعه قطعه گردد،عصای موسی(ع) و انگشتر سلیمان(ع) همراه اوست. (اعلام الوری ص 407)

 

ایمیل به امام: حدیثی دیدم که مبنی بر رنسانس علمی در زمان ظهور حضرت است . خودتون را جای مردم 1200 سال پیش بزارید و این رو بخوانید : وقتی قائم ما قیام کند ، خداوند شنوایی گوش ها و بینایی چشم های شیعیان ما را به گونه ای زیاد می کند که دیگر میان آنها و امام زمان پیک پست نخواهد بود . یعنی آنها مستقیما هر جا باشند با امام (ع) تماس می گیرند.(بحار ج 52 ص 336) است ، می بیند و برعکس مومنی که در غرب جهان است برادرش را در غرب جهان می بیند.(بحار ج 52 393)«برای رفقای خودم: بچه ها به حسین (ر) بگید اینجا گفته برادرش نه ...»

نتیجه: مطلب درباره ی امام زما ن آنقدر زیاد است که  اگر بخواهیم بگوییم از صفحه مانیتورتون بیرون می زنه . حالا فعلن اینو بعنوان ظواهری از امام زمان داشته باشید بعدن مفصلا هر بعد از شخصیت امام ، علایم ظهور و دوستان و دشمنان امام را باز می کنم تا شما خود ، دوستان امام و دشمنانش را بشناسید و جایگاه خود را بدانید.

   

؛؛تقديم به او که عزيزتر از جان است و در قلبم هميشه جاويدان؛؛

تقدیم به آنکه آفتاب مهرش درآستان قلبم هرگز غروب نخواهد کرد 

   
   
موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم
 موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم
 
موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم
موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم
حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
   
 

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم        شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم


تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو                   بسان قايق سرگشته روي گردابم

   

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو

به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو

من در اين دنيا دو چيز ميخواهم

يكي تو وديگري خوشبختي تو

من اين دنيا را براي دو چي ميخواهم

يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه

 دوستت دارم

   

بدون تو ....


اگه فکر می کنی که بعد رفتنت اشک می ریزم

اگه فکر می کنی با نبودنت لحظه هام خالی میشه

اگه فکر می کنی که هر لحظه دلم برات تنگ می شه

اگه فکر می کنی که بی تو می میرم

خوب فکر کردی

خوب تو که می دانی نبودنت تاب نمی اورم

پس بمان و ترکم مکن

   

منو ببخش....


 

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

 

   

 

آتش عشق تو  شده باده و در جام افتاده

                                    هر که نوشید از آن در نظر عالم افتاده

قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق

                                   نوش کردیم چه نوشی چه سر انجا م افتاده

   

با تو يک خاطره ساختم !


اي تو بهانه واسه موندن ..اي نهايت رسيدن ... اي تو خود لحظهء بودن !


تو طلوع صبحِ‌ خورشيدو دميدن اي همه خوبي،همه پاکي ،


تو کلامِ آخر من اي تو پراز وسوسهء عشق ، تو شدي تماميِ زندگي من اسم توهرچي که ميگم ،


همه تکرار تو، حرفاي دلِ من چشم توهرجا که ميرم ،


جاريه،تو چشماي منتظر من تورواون لحظه که ديدم ، به بهانه هام رسيدم از تو تصوير کشيدم ،


که اونو هيچ جا نديدم توروازنگات شناختم ، قصه ازعشق تو ساختم توروازخودت گرفتم ،


 با تو يک خاطره ساختم !


   
Image hosted by TinyPic.com
Image hosting by TinyPic
 
 

عشق يعني جام لبريز از شراب

عشق يعني تشنگي يعني سراب

عشق يعني خواستن و له له زدن

عشق يعني سوختن و پر پر زدن

 

عشق يعني با " خدا يا " ساختن

عشق يعني چون هميشه باختن

عشق يعني حسرت شب هاي گرم

 عشق يعني ياد يک روياي نرم

عشق يعني يک بيابان خاطره

عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

عشق یعنی...

 

Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

اگه تو رو دوست دارم خيلی زياد منو ببخش

اگه تويی اونی که فقط دلم می خواد منو ببخش

  منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم

منو ببخش اگه بهت خيلی می گم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چينم

منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي بينم

اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش

اگه تويي اونی که فقط دلم می خواد منو ببخش

Image hosted by TinyPic.com 

  

Image hosted by TinyPic.com
   
 

کاش چون پاییز بودم. کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم

 باغ دلم گاهگاهی زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان طوفان اندوهی بجانم چنگ می زد

اشکهایم همچو باران

دامنم را رنگ می زد

چه زیبا بود اگر پاییز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند  شعر آسمانی

در کنارم تب عشق شعله می زد

 

 نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنويسم که هرگز پاره نشود

 بـرچـه گلـی بـنويسم که هـرگز پرپر نشـود

 بـر چه ديواری بنويسم که هرگز پاک نشود

بـر چه آبـی بنويسم که هـرگز گل آلود نشود

 وسرانجام بـر چه قلـبی بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

  
 

چشم میگفت که دل موجب اندوه من است

دل بر اشفت كه اندوه من از ديدن توست

چشم گفتا كه تويي مرغ شباهنگ وجود

دل بگفت ناله’ من تابع گرديدن توست

چشم خنديد كه من گمره و گريان توام

دل بگرييد كه اين گريه ز خنديدن توست

 

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد
به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد
به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد
به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد
به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد
به انسان گفتم عشق چيست؟!
اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:
ديوانگيست!!!

 

 

 

   
 يه خانمی 13قلو حامله بوده. 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نميان ميره دكتر و با نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نميان؟ دکتر سونوگرافي مي كنه توي مانيتور مي بينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهستند و1نفر آنها پسر. و پسره دستش رو گذاشته رو شكم مامان و مي گه جون داداش اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون
   

کاش ميشد ....


 کاش ميشد همچو باران پاک بود همچو شب در کوهساران غرق بود کاش ميشد رنگ باران را کشيد سبزه و گل را به صحرا ها کشيد کاش ميشد در دل تو جا گرفت همچو باران بيش تو معنا گرفت من همانم که تو رنجانده بود کاش ميشد در نگاهت جا گرفت

   
مهمونی
 
بوي ماه رمضون كه به مشام مي‌رسه، دلم به شور مي‌افته! خجالت مي‌كشم! نمي‌دونم چكار كنم!
همه مي‌گن كه ماه مبارك، ماه مهمونيه، همه هم به اين گفته اعتقاد دارن،
اما اين مهموني براي من و افرادي مثل من خيلي سخته! آخه وارد مهموني كريم شدن و ندونستن كه چطوري از كرامت كريم بهره بردن درد بزرگيه!
وقتي مي‌بينيم كه ماه‌هاي رمضان فراواني گذشته و فقط حسرت خوب بهره بردنش به دلم مونده، پيش خودم مي‌گم يعني ماه مبارك امسال هم اين‌طوريه؟
خدا ما را داخل مهموني هر سالش مي‌كنه و حسابي هم شرمنده!
اميدوارم داستان امسال براي هممون فرق بكنه بتونيم از صاحب مهموني يه هديه خوب و حسابي بگيريم!
هرچند كه لياقت امثال من نباشه ولي به خاطر گل روي خوب‌ها و محبوباي خدا اين هديه به جامعه شيعه داده بشه.
آمين يا رب العالمين
والعاقبه للتقوي
 
   
داستان بازی پدرخوانده و......

پدر در حالي كه پاكتي پر از پول در دست دارد از خيابان عبور مي‌كند. او پول را به مردي كه با او داراي رابطه‌اي صميمي است، مي‌دهد. پدر با مادر روبرو شده و پول را به آن مرد مي‌دهد. در همين لحظه نانوايي خانواده منفجر مي‌گردد. سه مرد نزديك شده و پدر و مادر را تهديد مي‌كنند؛ اما پدر بدون هيچ گونه ترسي از تبهكاران با آنها به مبارزه برمي‌خيزد. پدر براي نجات پسرش وارد نانوايي شده و تعدادي از تبهكاران را مي زند. اما او مسلح نبوده و كشته مي شود. شما تا در خيابان مي‌دويد و مشاهده مي‌كنيد كه قاتلين پدر فرار مي‌كنند. مردي به شما مي‌گويد كه روزي بايد انتقام پدرت را بگيري. اين مرد كسي نيست جز پدرخوانده يا همان Don Vito Corleone. چند سال بعد مادر در حالي كه عروسي دخترش است به Don Corleone مراجعه مي‌كند. پس از اينكه سيسيلي‌ها نمي توانند كاري براي عروسي انجام دهند، مادر از او مي خواهد تا شما را به درون خانواده وارد سازد. بدين ترتيب شما كار خود را در خانواده آغاز مي‌كنيد. 
 

به خانواده خوش آمديد
 

سر انجام شما به خانواده‌ي Corleone وارد مي‌شويد. در ابتداي ورود شما داراي هيچ گونه مقام و اعتباري نمي باشد، اما خواهيد توانست در مسير بازي خود را معتبر ساخته و به شهرتي برسانيد. پس از ورود به خانواده كار خود را با مأموريت هاي كوچك و جزئي آغاز مي‌كنيد. به عنوان مثال شما مي توانيد به مغازه داران مراجعه كرده و به آنان دستوراتي داده و آنان را مجبور به انجام كاري كنيد. سر انجام شما مزه‌ي كتك زدن و مبارزه را مي چشيد. به عبارت ديگر به كنترل هاي نبرد دسترسي پيدا مي‌كنيد. در مبارزه شما قادر به گرفتن طرف مخالف و كتك زدن او با استفاده از حركاتي جالب خواهيد بود. مثلا شما مي توانيد در مقابل مغازه داران سمج و يك‌دنده از همين تكنيك (گرفتن يقه) استفاده كنيد. از همين جا است كه شما مي توانيد در مقابل اين گونه افراد آزادي عمل پيدا نماييد. به عنوان مثال مي توانيد مشتي به صورت آنها وارد ساخته و يا به اموال مغازه خسارت وارد كنيد. دشمنان شما گانگسترهاي رقبايي مانند دار و دسته‌ي Sollozzo، Brazini، Tattaglia و Stracci بوده كه در پنج مكان نيويورك (ايتالياي كوچك، بروكلين، Hell’s Kitchen، Midtown و جرزي نو) مشغول به كار مي باشند. بدون هيچ گونه دردسري شما خواهيد توانست با آزادي عمل و بصورت دلخواه از ناحيه هاي مختلف، خيابان ها و اتوبان ها عبور نماييد. براي اينكه شهرت و احترام در بين ساكنين يك ناحيه بدست آوريد، مي توانيد به كمك خانواده به نبرد با دار و دسته هاي خلاف كار مختلف بپردازيد. 
 

شباهت هاي بازي و فيلم
 

اگر اين بازي بر اساس فيلم ساخته شده پس قطعا بايد شباهت هايي به آن داشته باشد. به همين علت شما صحنه هاي مهمي را از چشم شخصيت بازي مشاهده خواهيد نمود كه اكثر اين صحنه ها مربوط به فيلم بوده و در آن اتفاق افتاده است. در نتيجه مي توان اين نتيجه را گرفت كه بازي تا حدودي وابسته به فيلم بوده و برخي از رويدادهاي فيلم در بازي نيز به وقوع مي پيوندد. به عنوان مثال شما شاهد قتل Luca Brasi توسط دار و دسته‌ي Sollozzo مي باشيد. يك نمونه‌ي ديگر؛ وقتي كه Don مورد شليك گلوله قرار گرفت شما راننده‌ي Fredo Corleone (كسي كه در تعقيب و گريز اتومبيل ها در حال شليك بود) بوديد. در اين بازي از همان آهنگ هاي مشهور فيلم استفاده گرديده و مكالمه هاي آن نيز حقيقي مي باشد. داستان اين بازي توسط Mark Winegardner نويسنده‌ي داستان «بازگشت پدرخوانده» نوشته شده است. مأموريت هاي داستاني بازي در حد شايسته اي مشابه به فيلم مي باشند. به عنوان مثال شما با Frances خواهر Monk Malone كسي كه در هنگام شليك به Don مورد اثابت گلوله قرار گرفت روبرو خواهيد شد. 
 

سلاح ها
 

شما در بازي از سلاح هاي مختلفي نظير magnum، 45 automatic، shotgun و تفنگ Tommy استفاده خواهيد نمود. اين سلاح ها را مي توان در بازاز سياه خريد و آنها را مجهز تر ساخت. مثلا مي توان سرعت گلوله‌گذاري را افزايش داد. سيستم شليك با اسلحه تا حدودي خوب بوده و در حد رضايت بخش مي باشد. سيستم نشانه‌گيري بخوبي طراحي شده و مي توان با دقت هدف گيري نمود. حتي شما مي توانيد در هنگامي كه بين زمين و آسمان قرار داريد به دقت هدف گيري نموده و شليك كنيد. البته نمي توان گفت كه سيستم نشانه‌گيري بخوبي طراحي شده است، چرا كه در اين سيستم مشكلي بسيار بزرگ وجود دارد. در اين بازي يك سيستم نشانه‌گيري خودكار نيز وجود داشته كه همانطور كه از اسمش پيداست خود عمل نشانه‌گيري را انجام مي دهد. در اين سيستم نقص بسيار بزرگ و عجيبي وجود دارد. دشمنان در نزديك شما هستند و جان تان را به خطر مي اندازند. براي از بين بردن آنها شما مي بايست روي آنها هدف گيري كنيد، اما در همين حين سيستم هدف گيري خودكار ممكن است بجاي آدمكش هايي كه به شما نزديك ترند افراد غير مسلح و بي طرف را هدف گيري نمايد. همين نقص، مشكلات زيادي را براي بازيكن بوجود مي‌آورد. البته اين مشكل بيشتر در كنسول ها درد سر ساز است؛ چرا كه در PC در مواقع ضروري و خيلي حساس مي توان با استفاده از حركت ماوس و بدون استفاده از نشانه گيري خودكار دشمنان را هدف قرار داد. در بازي از سلاح هاي ديگري از قبيل ديناميت (براي شكستن در گاوصندوق ها مانند گاوصندوق هاي بانك در سرقت مسلحانه)، چوب بيس بال و ميله (در مواقعي كه استفاده از تفنگ لازم نيست) مي توان استفاده نمود.

برخي از ويژگي هاي بازي
 

شما در اين بازي از امكانات و ويژگي هاي زيادي بهره مند مي باشيد. به عنوان مثال شما مي توانيد اتومبيل هاي مردم را به زور از آنها بگيريد. براي اين كار شما نزديك اتومبيل شده و كليد مربوطه (Space) را مي زنيد. در اين عمل سه رويداد ممكن است به وقوع بپيوندد. اول اينكه راننده بدون هيچ گونه توجهي به شما ناگهان مشغول حركت شما و به اصطلاح فرار مي كنيد. حالت دوم راننده از اتومبيل پياده شده و پا به فرار مي گذارد. در حالت سوم نيز راننده از اتومبيل پياده مي شود، اما اين بار به جاي فرار با شما درگير مي‌شود. در بازي مكان هايي با نام Safe House (خانه‌ي ايمن) وجود داشته كه امكاناتي را در اختيارتان قرار مي دهد. در اين خانه شما مي توانيد بازي را ذخيره (Save) نماييد. با ذخيره سازي بازي اگر در تعقيب پليس باشيد، پليس ها شما را رها مي سازند. در ابتداي بازي شما فقط از يك Safe House بهره مند هستيد. اما با انجام مأموريت هاي مختلف و پول در آوردن شما قادر به خريد اين مكان ها خواهيد بود. ويژگي ديگري كه در اين خانه وجود دارد آن است كه مي تواند سلامتي (Health) شما را به 100 درصد برگرداند. امكان ديگر بازي گرفتن پول از مغازه داران مي باشد. در پول گرفتن از مغازه داران بايد آنها را تهديد كرده و سپس كتك بزنيد. هر چه بيشتر آنها را كتك بزنيد پول بيشتري هم دريافت مي كنيد. اما بايد به ياد داشته باشيد كه اگر آنها را خيلي به شدت كتك بزنيد، ديگر قادر به گرفتن پول از آنها نخواهيد بود. و اما آخرين ويژگي كه به بررسي آن مي پردازيم رشوه دادن به مأموران مي باشد. شما مي توانيد به مأموران پليس براي برقراري امنيت در يك ناحيه يا انجام يك كار براي خود رشوه بدهيد. 

سيستم مبارزه‌ي مسلحانه و غير مسلحانه
 

در بازي شما به دو روش مسلحانه و غير مسلحانه مي توانيد با دشمنان مبارزه كنيد. در ابتدا روش غير مسلحانه را براي تان شرح مي دهم. اين روش بسيار جالب بوده و در نوع خود بي نظير مي باشد. شما مي توانيد دشمنان خود را بصورت دلخواه و با روش هاي مختلفي كتك بزنيد. به عنوان مثال شما مي توانيد دشمنانتان را بصورت معمولي كتك بزنيد. روش ديگر اين است كه مي توانيد با نگهداشتن يك كليد (Shift) ضربات بسيار محكمي را به دشمن خود وارد سازد. البته بكار بردن حالت دوم در مورد افرادي كه داراي مهارت مي باشند كمي دشوار است؛ چرا كه در اين حالت شخصيت بازي مشت خود را در مدت زمان بيشتري (نسبت به حالت اول) به طرف عقب آورده و سپس به طرف حريف مي كوبد. حالت ديگر مبارزه گرفتن يقه‌ي دشمنان است. شما مي توانيد يقه‌ي دشمنان خود را گرفته و آنها را كتك بزنيد. چند مشت كه به حريف وارد ساختيد او را مي توانيد روي زمين قرار داده و با زدن مشت و ديگر ضربات او را از پا در آوريد. در مبارزه همچنين لازم نيست تا دشمن خود را تا آخرين نفس كتك بزنيد، يعني مي توانيد او را در همين مراحل اوليه (در موقعيت هايي خاص) از پا در آوريد. به عنوان مثال شما مشغول كتك زدن حريف خود هستيد، ناگهان او در يك موقعيت مناسب قرار مي گيرد. در اين هنگام يه نوشته روي صفحه‌ي بازي نمايان شده كه به شما مي فهماند كه مي تواند با فشردن يك كليد (V) دشمن خود را از بين ببريد. در اين هنگام اگر كليد مربوطه را بفشاريد شخصيت بازي گردن حريف را گرفته و او را بر زمين مي كوبد. در شرايطي ديگر يك لگد به صورت حريف نيز مي كوبد. يك امكان ديگر نيز در اين نوع مبارزه وجود داشته كه باعث مي شود تا شما بتوانيد مخفيانه حريف خود را از بين ببريد. در اين روش شما گردن حريف خود را گرفته و او را خفه مي كنيد. همچنين مي توانيد يقه‌ي دشمن خود را گرفته و او را روي زمين (و همچنين از شيشه) پرت كنيد.
تكنيك هاي مبارزه‌ي مسلحانه نيز تا حدودي شبيه به مبارزه‌ي غير مسلحانه مي باشد. مثلا مي توانيد دشمن خود را با يك شليك در جا بكشيد. اگر به حريف خود خيلي نزديك باشيد مي توانيد با استفاده از كليد
V او را يك باره بكشيد. در اين مواقع شخصيت يقه‌ي حريف را گرفته و تيري را بر قلب او رها مي سازد. البته اين تنها يكي از راههاي كشتن دشمن با يك كليد مي باشد. خب وارد بحث و بررسي مبارزه‌ي مسلحانه مي‌شويم. در مبارزه‌ي مسلحانه شما مي توانيد پشت ديوارها كمين كرده و سپس هدف گيري نموده و يك باره به هدف خود شليك كنيد، سپس به پشت ديوار دوباره باز گرديد. اين ترفند در نوع خود بسيار جالب و جذاب مي باشد. يكي ديگر از راههاي كشتن دشمن كمين كردن در پشت جعبه ها مي باشد. در اين هنگام شما مي توانيد به يك لحظه از پشت جعبه بيرون آمده، به دشمن شليك كرده و سپس به جاي اوليه باز گرديد. وقتي كه به صورت خودكار هدف گيري مي كنيد، هدف قفل نشده و شما مي توانيد قسمتهاي حساس بدن حريف خود (مانند سر، قلب، زانو و شانه) را نشانه بگيريد. 

كنترل

كنترل بازي نيز بسيار ساده بوده و با استفاده از صفحه كليد و ماوس صورت مي‌گيرد. مي توان گفت كنترل اين بازي در حد زيادي مشابه سري GTA مي باشد. كنترل اتومبيل و رانندگي نيز بسيار ساده مي باشد. البته در هنگام داشتن سرعت زياد ماشين بسيار تيز مي پيچد، اما نگران نباشد چرا كه اين تيز پيچيدن چندان مشكلي براي تان فراهم نمي آورد. در كنترل شخصيت بازي شما قادر به نشستن و آهسته راه رفتن براي انجام كاري مخفيانه و عبور از پنجره‌ها (ي شكسته) خواهيد بود. در كنترل اتومبيل بازي نقصي جزئي وجود داشته و آن هم عدم پياده شدن شخصيت بازي از اتومبيل در هنگام حركت مي باشد. به عبارت ديگر شما فقط در مواقعي قادر به پياده شدن از اتومبيل خواهيد بود كه كاملا متوقف شده باشد.
گرافيك صدا

 گرافيك بازي در حد بسيار مطلوبي بوده كه مي توان به آن امتياز عالي داد. ساختمان ها و مكان هاي بازي، شخصيت ها، اشياء و غيره همگي بسيار طبيعي و زيبا ساخته شده اند. يكي از اين موارد شخصيت هاي بازي بوده كه بسيار شبيه به شخصيت واقعي در فيلم ساخته شده اند. جلوه هاي ديگر بازي نيز از قبيل انفجار و نور پردازي به زيبايي ساخته و پرداخته شده است. صدا و موزيك بازي نيز در حد خوبي مي باشد. موزيك هاي بازي برگرفته از همان موزيك هاي معروف فيلم مي باشند. جلوه هاي صوتي بازي از قبيل صداي شليك گلوله، كتك زدن، فرياد و ... همگي در حد شايسته مي باشند.                                                                                                                                                                       اميدواريم كه  از اين قسمت لذت برده باشيد و ما منتظر انتقادات و پيشنهادات شما خوبان هستيم.

   

پدر خوانده


***پدر خوانده هم به بازار آمد***

کد تقلب پدر خوانده

استفاده از Esc بازي را متوقف ساخته و كدهاي زير را تايپ كنيد:

كد

نتيجه

corleone

سلامتي كامل

stracci

مهمات كامل

cuneo

5000 دلار

tattaglia

دسترسي به فيلم ها

   

<<اینم برای علاقه مندان به بازی کامپیوتری>>

مقدمه :

اگر بخواهیم بازی را در دو جمله نقد کنیم باید بگیم . ترس و دلهره . آرامش و زیبایی
یکی از امکاناتی که بازی را فوق العاده جذاب کرده است .

بازی در شرایط مختلف شب . و روز اتفاق می افتد
شب ها فوق العاده دلهره و وحشت
و صبح های سرشار از زیبایی و آرامش .

شاید دقیقا متوجه نشده باشید که چی گفتم ولی خوب این موضوع را بیشتر باز می کنم
شما در یک دهکده کوچک سبز و خرم بازی را آغاز می کنید .

در ویلایی که در مرکز جنگل واقع شده است
هنگامی که صبح به محوطه می روید صدای پرندگان
آرامش و زیبایی را به شما القاء می دهد .
نگهبانی که صبح ها در حال تمیز کردن حیاط یا در حال رسیدگی به گلها است
یا کشاورزی که در حال جمع آوری هیزم است
واقعا آرامش و زیبایی را به دهکده نشان می رساند .

اما شبهای فوق العاده دلهره بر انگیز که شما ترجیع میدهید در این مدت زمانی در ویلا بمانید .

و تحقیقات خود را در آنجا انجام دهید .

اما باز هم ترس و دلهره در وجود شما موج می زند
ویلایی که ظاهری بسیار زیبا و دلنشینی دارد .

انسان های مرموزی که در آن اقامت دارند و ......
در کل در این بازی صبح های فوق العاده زیبا و آرامش بخشی را شاهد خواهید بود .
و شب های دلهره بر انگیز و هولناک که همه این خصوصیات به جذابیت بازی افزوده است .

صبح های که تنها صدای زیبایی پرندگان به گوش می رسد
و شب های که تنها صدای خنده ی شیطان به گوش میرسد .



گرافیک بازی :

Image

اکثر بازیهای ادونچر از گرافیکی بسیار بالا و زیبا بر خوردار هستند
که این شامل حال بازی آیینه سیاه هم خواهد بود .

گرافیم محیط و اطراف بسیار زیبا . بالا . و دلنشین است .
همه اجسام و وسایل فوق العاده طبیعی با گرافیکی باور نکردنی طراحی شده است .

تنها مشکل گرافیکی بازی خود شخصیت اول بازی است
که به نظر یه مقدار ساده و سطحی طراحی شده است .

بقیه افراد و شخصیت ها و محیط و همه بسیار عالی می باشد .
خود شخصیت اول بازی هم از طراحی خوبی بر خوردار است و
می توانست بهتر باشد .

گرافیک و شفافیت این بازی همه ادونچر بازها را متعجب خواهد کرد .
از همه اینها گذشته گرافیک بازی و شفافیت آن باعث دلگرمی و آرامش
می شود .

اختلاف روز و شب به خوبی به نمایش گذاشته شده است
اجسام همانند مبل . میز . صندلی . و ..... همه از طراحی بسیار
حرفه ای بر خوردار هستند .

استفاده از رنگ های شاد به طوری که در ذوق نخواهد زد
و جذابیت را چند برابر می کند .

کوچک ترین مشکل گرافیکی در بازی نخواهید دید .
در کل می توان گرافیک این بازی را در همه زمینه ها
عالی و بدون نقص نام برد.



موسیقی و صداگذاری بازی :

Image

فقط می تونم بگم عالی تر از عالی .
شاید پیش خودتون فکر کنید مگر ممکنه یک بازی از همه جهات عالی باشه
ولی ممکنه و آن را می توانید در آیینه سیاه مشاهده کنید .

در همه شرایط و حالات موسیقی های بازی بسیار مناسب با شرایط
زمانی و مکانی است .

موسقی های بسیار زیبا . ملایم . و دلنشین در شرایط های مختلف ....
و موسیقی های دلهره بر انگیز و هولناک در مکان های تاریک و مخروبه ....

خود من شخصا زیاد دوست ندارم که تمام بازی صدای موسیقی به گوش برسه
داخل این بازی موسیقی ها به خود تنظیم شده است .

در بعضی از مواقع هیچ گونه موسیقی به گوش نمی رسد و در بعضی از مواقع
موسیقی های . زیبا . یا هولناک را خواهید شنید که به خوبی می توانند
شرایط و محیط را به شما القاء دهند .

یه موضوع دیگه ای که هست من خیلی وقته پیش این بازی را بازی کردم
و زیاد چیزی از موسیقی بازی یادم نمی یاد .

ولی تا جایی که یادمه دارم برای شما توضیح میدم .
کیفیت موسیقی ها و صدا گذاری بازی فوق العاده است .

= = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = =

اما صدا گذاری بازی شاید بهترین نقطه قوت بازی به شمار رود .
صدا گذاری بازی به قدی حرفه ای هست که شما کوچک ترین صداها
حتی صدای راه رفتن یک پرنده را بر روی زمین خواهید شنید .

صدای عوامل طبیعی همانند باد که واقعا جذابیت بازی را چند برابر می کند
همینطور صدای آب درون حوز که صدای دلنشین و آرامش بخشی دارد
که شاید باعث شود شما برای چندین دقیقه در کنارهمان حوز ایستاده و به صدای
آب که از آبشار بر حوز می ریزد را گوش دهید .

هنگامی که شما در محیطی هماند گلخانه قرار می گیرد .

صدای باد خیلی کمتر به گوش شما می رسد
و این واقعا نشان دهند صدا گذاری فوق العاده حرفه ای بازی است .

اگر قرار باشه در مورد صداگذاری بازی مفصل صحبت کنیم شاد چندین صفحه بشه .
برای همین واقعا باید بگم که این بازی از صداگذاری بسیار عالی و حرفه ای بر خوردار است .

صدای تابلویی که بر اثر وزش باد تکان . تکان می خورد
یا صدای دری کهن که بر اثر باد باز و بسته می شود .

در کل صدا گذاری بازی را می توان فوق العاده خطاب کرد .



شخصیت های بازی : 



یکی از دلایلی که باعث می شود بازی جالب تر به نظر برسد
شخصیت های مرموز آن است.

همه شخصیت های بازی بدون توجه به اتفاق های که در کنارشان می گذرد
اوقات فراغت خود را سپری می کنند .

همه آنها مرموز و جدی هستند .
این قابلیت بازی خیلی جذاب است تا زمانی که خودتان بازی نکنید متوجه نخواهید
شد که من چی میگم .

مثلا :

باغبانه : فردی مرموز . جدی . که بیشتر ترجیع میدهد
به کار خود برسد گلها را آب دهد حیاط را جارو بکشد
خیلی کم حرف که خیلی کم می توانید با او هم صحبت شوید .

همه آنها هم اکثر مواقع در حال انجام کاری هستند
یکی مستخدم . که امور نظافت ویلا را بر عهده دارد .

و دیگری یک کشاورز زحمت کش که اکثر وقت خود را در حال جمع آوری هیزم است .

و ...... کلی شخصیت دیگر ..... که همه شخصیتی جذاب و جالبی دارند .

= = = = = = = = = = = = = = = = =



کنترل بازی :

Image

خوب می رسیم به این قسمت کنترل این بازی چیزی شبیه بازی
... و سرانجام هیچ کس باقی نماند است .

شما می توانید شخصیت بازی را در هر نوقطه که دوست دارید
کنترل کنید .

و آن به هر قستی که خواستید راهنمایی کنید
کنترل بازی با ماوس انجام می گیرد.

لیست وسایلی که دارید در پایین صفحه قرار می گیرد .
به خوبی می توانید در این بازی کنترل را بر عهده داشته باشید .
بازی (( ... و سرانجام هیچ کس باقی نماند )) هم دقیقا کنترلی همانند این بازی خواهد داشت .

پس کنترل این دو با هم فرقی ندارد کسی که از کنترل بازی سرنجام هیچ کس باقی نماند

راضی بوده از کنترل این بازی هم راضی خواهد بود .

= = - = = - = = - = = - = = - = = - = = - = =

داستان بازی :

شما به عنوان یک گارگاه وظیفه دارید تا پیرمردی
که از خاندان بزرگی است و به طرض مشکوکی ناپدید شده است
را پیدا کنید .

در اوایل بازی دمویی که نشان میدهد شما متوجه خواهید شد
که شخصی به آن پیرمرد حمله ور شده است .
حالا دیگر معلوم نیست که آن یک انسان بوده است
یا یک شیطان .

برای همین تحقیقات خود را آغاز می کنید در طول این تحقیقات
به افراد و چیزهای مشکوکی برخورد خواهید کرد .

همه افراد آن دهکده بسیار مرموز هستند شناسنایی قاتل از میان آنها بسیار دشوار است .

ممکن هم هست هیچ کدام از آنها قاتل نباشند و همونطور که گفتم کار شیاطین
باشد .

در دموی اول بازی به نظر می رسد چیزی غیر از آنسان است .
ولی تا بازی را به پایان نرسانید متوجه نخواهید شد .

   
 

 

   
   
عشق
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست

 تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

عاشقي مقدورهر عياش نيست

 غم کشيدن صنعت نقاش نيست

 
   

الهم عجل لولیک فرج

 

   

 

 نجوا

      مولایم بیا که شبم بی تو تیره و تار شده      و ظلمت تنهایی  و بی صاحبی وجودم را فرا گرفته 

   بیا که بی تو دیگر غنچه ای نمی شگفت   و آبی جاری نمی شودآسما

 

ن نمی گرید و زمین بی رمق      شده

  قلب تاریخ دیگر نمی زند  مدتهاست که لبخندی نمی بینم مکر می شود خندید در حالی که تو را       غم بی      عدالتی و ظلم فرا گرفته است مگر می شود نگریست در حالی که روزهایت با اشک ترحم شب    می شود و   شبها یت با اشک انتقام روز

 زمین از خون لاله ها گلگون گشته رنگ عدالت پریده  مهربانی در خوابی عمیق فرو رفته و آسمان        تراوت را تمنا می کند همه جا بی رنگ شده و دیگر دلی نمی تپد

  اما اگر تو بیایی همه جا سبز می شود و عطش مشقت همه گیر  زمین بار دیگر نفس کشیده و      پلیدی ها   را در خود فرو می کشد آسمان می گرید و غبار غفلت را از بین می برد و همه جا آبی می   شود

  وقتی خورشید وجودت آشکار ا بر ما بتابد تمام لاله های به خون نشسته سر از خاک بیرون می کشند    و تمام عالم کلستان می شود کلستانی  ا ز گل های انسا نیت ، مهر شفقت و دوستی و تو دعا می کنی عالم را غرق در نعمات الهی  ظلم را  ریشه کن می کنی و باران عدالت بر همه ارزانی  بیا ای یوسف زهرا بیا و خوابهای خوب را تعبیر کن و با دستان پر مهرت قطرات اشک را از گونه زمان بزدایی بیا که مشتاقانه منتظریم پرچم نصرتت را بر هر کوی برزن نظاره کنیم و سجده شکر به جا آوریم پس بیا زودتر بیا که منتظریم

 

   
درباره وبلاگ
عشق يعني قطره را عاشق شدن، از نگاهِ اين و آن فارغ شدن عشق يعني دل به دريا دادن و توي متنِ زندگي صادق شدن عشق يعني عبور از مرزِ جان حُرمتِ بيچاره گان را پاسبان عشق يعني در گذرگاهِ زمان بهرهر اُفتاده اي، بگذرزِجان عشق يعني جاده اي بي انتها در وصال دوست حيحا زدن عشق يعني تکه سنگي خرد و ريز در سايش کوهها رسوا شدن عشق يعني سايباني سرد و خيس از طلوع خورشيد غافل شدن عشق يعني مغروق دري
لینکهای روزانه
دوستان من
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی وبلاگ
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

golemohebat

امیر حسین صادقی

http://golemohebat.blogfa.com

اکسیر عشق

عشق يعني قطره را عاشق شدن، از نگاهِ اين و آن فارغ شدن عشق يعني دل به دريا دادن و توي متنِ زندگي صادق شدن عشق يعني عبور از مرزِ جان حُرمتِ بيچاره گان را پاسبان عشق يعني در گذرگاهِ زمان بهرهر اُفتاده اي، بگذرزِجان عشق يعني جاده اي بي انتها در وصال دوست حيحا زدن عشق يعني تکه سنگي خرد و ريز در سايش کوهها رسوا شدن عشق يعني سايباني سرد و خيس از طلوع خورشيد غافل شدن عشق يعني مغروق دري Emaile=kinglove_kinglove21@yahoo.com Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt

قالب دختر تنها

قالب دختر تنها براي بلاگفا